خوبی مامانم فدات بشم الهی
اولا ببخشید که چند روز نبودم آخه لب تابم خراب بود مامانی منم حالم خوب نبود فدات شم و بابایی الهی فداش بشم رفت و لب تاب رو درست کرد و تازه آوردش
راستی مامان این هفته مهمون داریم عمو ها عمه و ماما بزرگ و پدربزرگ میان اینجا![]()
مطمئنم تو هم خوشحالی فدات شم
مامانم من میرم یی ذره استراحت کنم حالم زیاد خوب نیست![]()
مواظب قشنگی هات باش عزیزم بوس بوس














من و عشقم 12 مرداد سال 87 همدیگه رو شناختیم و من دست خدارو برای رسیدنم به عشقم هنوزم حس میکنم و بالاخره در بهار سال 90 به وصال عاشقانه ای رسیدیم و در تابستان 90 یک سقف برای ما سقف عاشقی شد و اما در تابستان 92 ما ریشه های میوه عشقمان را در وجودمان حس کردیم و شما ای زیباترین دختر رویاهای ما برای ما شکل دیگری از عشق را رسم کردی و حالا من و بابایی منتظریم تا اینبار بهاری دیگر شما را به ما هدیه دهد فروردین 93 من و مسعود میدانیم که نفس هایمان اینبار محکمتر گره میخورد تا ابد